تبليغاتX
باغ خلیج فارس

باغ خلیج فارس
 
لینک دوستان

برا این عکس خیلی حرف دارم. اما الان وقتش ندارم. فقط اینکه بگم اول به زیبایی این تصویر نگاه کنید. نوازش گل آفتابگردان توسط یک مرد جنگ (شهید چمران) که با دست دیگر اسلحه بدست گرفته.

بگذریم. اگه رشته کشاورزی هستید سعی کنید خودتون رو تو حفظ کردن اسم علمی و نام جنس و گونه غرق نکنید. زبان گل ها خیلی ساده هست. با دل باهاشون صحبت کنید، باهات حرف می زنن و چیزهایی ازشون یاد می گیری که با خوندن کتاب گیاهشناسی و سیستماتیک یاد نخواهی گرفت!!!

امیدوارم متوجه شده باشی.

منبع عکس



برچسب‌ها: گل آفتابگردان
[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 23:13 ] [ ابوالفضل محدثی ]

اوج هنر نمایشگاه گل و گیاه تهران رو خیلی ها این توپیار ها می دونستن. همه کنار این اسب که با گل داوودی، گل آریایی شده بود عکس می گرفتن و ترافیک این قسمت سنگین بود. گل ها رو روی اسفنج نصب کرده بودن. البته به نظر من زیبا ترین بخش نمایشگاه گوشه طبقه بالا قرار داشت. یک کار بسار ارزشمند و البته حاصل از فکر یک ایرانی. به زودی مطلب در موردش می ذارم. تولید رز هفت رنگ یا همون رز رنگین کمان و انواع گل های دیگه با رنگ های مختلف. مثلا یک شاخه گلایل با چند رنگ . گل ها رو با بوی سفارشی هم درست می کردن. مثلا می تونستید بهشون سفارش بدید که یه رز با بوی نرگس براتون تولید کنند!!!

>>> بقیه عکس ها
برچسب‌ها: گل آرایی, گل داوودی, توپیاری, نمایشگاه گل تهران
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 22:49 ] [ ابوالفضل محدثی ]

من قبلا مشابه این طرح رو تو اینترنت دیده بودم و وقتی تصمیم گرفتم بسازم با مشکلی رو برو شدم که هرکار کردم دیدم به این سادگی ها حل بشو نیست. نمی تونستم لاستیک ها رو بعد از برش وارونه کنم. یه جورایی اصلا امکان پذیر نبود. تو نمایشگاه شیراز دیدم زیاد از این گلدان های لاستیکی استفاده شده و البته خیلی خوب هم رنگ آمیزی شده بود. اتفاق جالبی که تو نمایشگاه تهران رخ داد این بود که با تولید کننده های این گلدان های لاستیکی آشنا شدم. برادران دیانت از استان فارس و خطه لار. یکی از برادر ها مهندسی صنایع بود که دستگاهی که می تونست این لاستیک های فرسوده رو بعد از برش وارونه گنه ساخته بود. اینجور که خودشون توضیح می دادن یک دفعه تحت دمای ۷۰ درجه و بعد از اون تحت دمای منفی ۲۰ درجه سانتی گراد قرار میگیره.

تو نمایشگاه ارزون ترین گلدون هایی بود که ارائه شده بود و البته بادوام ترین. گلدان های حاصل از لاستیک های فرسوده ضمن اینکه نوعی کالای بازیافتی هست به محیط زیست نیز کمک زیادی می کنه . این گلدانهای بازیافتی عمر بسیار زیادی دارند و بسیار انعطاف پذیر هستند پس نگران شکسته شدن اونها نباشید. اگه کنار خیابون بذاریدشون در صورتی که ماشینی با اون تصادف کنه چون انعطاف پذیر هست شاید آسیب کم تری به اون وسیله نقلیه برسونه.
ته گلدون ها رو ورقه گالوانیزه گذاشته بودن تا خاک بیرون نریزه. از این گلدانهای لاستیکی برای باغ روی پشت بام هم استفاده می کنن.

به گفته سازنده اون که البته گواهی ثبت اختراع این سبک هم داشت تنها مراقبت مورد نیاز این گلدان ها رنگ آمیزی سالانه این گلدان های لاستی کی هست که همزمان با رنگ آمیزی سنگ های کنار خیابان بهتره اینها رو هم رنگ کرد تا زیبایی بیش از پیش داشته باشه.

+ به نظر من باید در مورد دمای خاک درون گلدان در تابستان هم مطالعاتی انجام داد. مخصوصا توی جنوب که دما خیلی بالا میره.

+ از این طرح برا ساخت حوض هم استفاده می کنن.

>>>> عکس های خیلی زیادی ازشون گرفتم. دوست داشتید همه رو ببینید.



برچسب‌ها: گلدان, گلدان با لاستیک فرسوده, بازیافت, ایده باغبانی
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 22:43 ] [ ابوالفضل محدثی ]

راهنمایی که بودم یه نمایشگاه از همه کاردستی های بچه های تو مدرسه برگزار کردن. برای اینکه کسی به وسایل دست نزنه یه جمله خیلی قشنگ نوشته بودند:

بچه ها شوخی شوخی به قورباغه ها سنگ می زنند اما قورباغه ها جدی جدی می میرند.
این یکی از فن های تبلیغ هست. یعنی پیام رو غیر مستقیم به مخاطب انتقال بدیم بهتره و تاثیر بیشتری می تونه داشته باشه.
این عکس ها هم تو یه غرفه کاکتوس به کاکتوس ها نصب کرده بودن تا کسی به کاکتوس ها دست نزنه و نه کاکتوس ها خراب بشن و نه دست کسی اذیت بشه.
+ شما هم می تونید اینجور چیزهایی برا غرفه های نمایشگاهتون داشته باشید. بهتر از اینه که مستقیما به طرف بگید و طرف ناراحت بشه.


برچسب‌ها: کاکتوس, نمایشگاه, اچینوکاکتوس
[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 22:28 ] [ ابوالفضل محدثی ]

این چندروز وضعیت خوبی نداشتم. زود رنج و خسته از همه چیز. دیگه نوشتن هم آرومم نمی کرد. امروز صبح هم مثل روزهای قبل، از خواب که بیدار شدم همه خستگی های ذهنی اومد جلو چشم. خدا باز هم یه روز دیگه... . خسته ام. قبل از اینکه برا نماز بلند بشم یه کم سرجام نشستم و .... عمرت داره تلف میشه...تا کی ...

صبح زود در اتاق کارم که بازکردم یکی از کارگرهای فضای سبز هم اومد داخل تا کولر رو روشن کردم رو صندلی کناری نشت و آهی از سر پیری و عمر رفته اش کشید و گفت: " یا رب نظر تو برنگردد" تا اینجاش رو تقریبا هر روز از جلو چشم هام می گذشت، موقع برگشتن به خونه، پراید همسایه که در خونشون پارک کرده بود، پشت شیشه عقبش نوشته،اما توجهی بهش نمی کردم.

ادامه داد: " برگشتن روزگار سهل است "

به دلم نشست. با تمام وجود تکرارش کردم. اما خاموش. تو دلم.

" یا رب نظر تو برنگردد  برگشتن روزگار سهل است"

مثل نوری بود تو تاریکی وجودم. که نه مثل شهاب، بلکه مثل خورشید وجودم رو داشت روشن و روشن تر می کرد. "یا رب نظر تو برنگردد   برگشتن روزگار سهل است". شاید براتون این جمله هم مثل بقیه قطعه های ادبی باشه. اما من به این موضوع اعتقاد دارم. که یه چیز رو شاید هزار بار بشنوید، یا هزار نفر بشنوند اما اثری نکنه ولی یه موقع، خیلی اتفاقی، همین جمله ساده، بتونه معجزه ایجا کنه و وجودتون رو به تکاپو بیندازه!!!

امروز این هدیه خدا بود برام. ناشکری نباید کنم. و ان شكرتم لازيدنكم.

فورا اون رو روی برگه ۲۶ اردیبهشت ۹۱ تقویم رومیزیم، زیر یادداشت ۲۰ کیلوگرم کود کامل تحویل... .نوشتم.

 اون افکار موقع بیدار شدنم رو دور ریختم و با هدیه امروز خدا شروع کردم.

برگشتن روزگار سهل است

خدا تو ازمون راضی باش،همین کافیه، ناراحتی های روزمره دنیا تموم میشه. هر پستی بالاخره یه بلندی و هر سختی یه آسونی داره. شادی و غم برا همه هست.

ای دل من گر نکوبی شیشه غم را به سنگ

هفت رنگش می شود هفتاد رنگ

××× شیشه غم رو باید بکوبید به غم! تا هر دو منفجر بشن!

آهههههههههه خدا

چقدر ثانیه ها خوب داره پیش میره

دعای مادرم رو ببینید چه زیباست:

پروردگارا در جستجوی آنچه برایم در نظر نگرفته‌ای سرگردان و عاجزم مفرما و آنچه را برایم خواسته‌ای به آسانی و سهولت در اختیارم قرار ده.

اگه تو دلتون آمین گفتید بقیه اش رو هم بخونید و برای من و خودتون آمین بگید

+++ ببخشید چندروز حوصله مطلب گذاشتن نداشتم اما انشاالله با قوت قلب ادامه می دهم. از همین امروز


+ شمایی که طعم نظراتتون با بقیه فرق داشت و کمی با ذائقه من ناسازگار، نیاز به عذر خواهی نیست. اتفاقا خوشحال میشیم ادامه بدید. به همون سبک


برچسب‌ها: دل نوشته
[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 16:45 ] [ ابوالفضل محدثی ]

[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 18:51 ] [ ابوالفضل محدثی ]
 

 

      آبروی اهل دل از خاک پای مادر است          هر چه دارند این جماعت از دعای مادر است

امیدوارم همیشه دعای خیر  مادر بدرقه راهتون باشه.این گل تقدیم به همه مادرای گل!

[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 19:40 ] [ محبت خستو ]
فک کنم براخیلی هامون که این کاروبلدنیستیم یاخیلی خوب انجام نمیدیم جالب باشه.

به ادامه مطلب سربزنید.


ادامه مطلب
[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 17:15 ] [ کبری حسن پور ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

هر کاری که انسان باورش این است که نسبت به آن ضعیف است نمی تواند آن کار را انجام بدهد... هر کشوری که اعتقادش این باشد که خودش نمی تواند صنعتی را ایجاد کند، این ملت محکوم به این است که تا آخر نتواند، و این اساس نقشه هایی بوده است که برای ملل ضعیف دنیا قدرت های بزرگ کشیده اند. "امام خمینی (ره)"
******************
ما این توقع را از خودمان داریم؛ ما می خواهیم در زمینه دانش و فناوری به جایی برسیم که شان ملت ایران است. "رهبر معظم انقلاب"
******************
یک گروه آدم هایی هستن که فکر می کنن تمام جامعه خادم اونهاست و تنها ماموریت اونها اینه که آماده خوری کنن. آدم هایی که هرگاه کوچکترین کمبودی هم توی سفره می بینند به زمین و زمان ناسزا میگن. توی دانشگاه اینجور آدم ها رو بهتر حس کردم. افرادی بودن که به همه بخاطر کوتاهی درانجام وظیفه ناسزا می گفتن اما هیچ گاه از خودشون نپرسیدند وظیفه دانشجوییشون رو انجام می دن یا نه؟ اصلا شاید حتی از خودشون نپرسیدن وظیفه ای دارن یا نه؟ خنده دار بود وقتی می دیدم از کمبود امکانات دانشکده صحبت میکردن اما از امکاناتی که وجود داشت اصلا استفاده نمی کردن. اونها انگار غر زدن، تنها هنرشون بود.
اما یه گروه دیگه هم هست که از اینکه فقط بخواهند مصرف کننده صرف باشند، متنفرند و اگر کمبودی رو دیدن به جای غر زدن و گیردادن به این و اون، به خودشون نگاه می کنن که چطور می تونند این مشکلات رو برطرف کنند. خودشون رو در برابر کم ترین امکاناتی که جامعه براشون فراهم کرده مسئول می دونن و سعی میکنن دین خودشون رو در قبال جامعه ادا کنند.
آرزویم اینه که دیگران من رو جزو گروه دوم بشمار بیاورن.
زمان دانشجویی اغلب اوقات که مطلب علمی و تخصصی رو توی صفحات فارسی جستجو می کردم متاسفانه به تعداد صفحات کم و اغلب تکراری برمی خوردم که برایم بسیار ناراحت کننده بود. این یک مشکل بود که باید حل می شد؟ چرا همیشه دیگران باید تولید کنند و ما مصرف؟ وظیفه کیست که این مشکل را حل کند؟ من چقدر می توانم؟
همکلاسی ها تولیدات علمی خوبی داشتند. پاورپینت ها، مقالات، عکس، تحقیق ها و ... . کار رو با این تولیدات علمی همکلاسی ها شروع کردم و در ادامه راه دوستانی همراهم شدند. گاممان اگر کوچک بود، اما به هدف نزدیکتر شدیم. امیدواریم دوستان هموطنم نیز تولیدات علمی خودشون، همکلاسی ها و ... رو توی اینترنت بذارن و از مصرف کنندگی صرف رو عار بدونن. برای روزی که دیگران برای استفاده از مطالب جدید علمیمان مجبور باشند زبان مادریم را بیاموزند تلاش می کنم.
موضوعات وب
امکانات وب