این كوچه ها مهتاب بارانند، با تو
آرامش ماقبل طوفانند، با تو

از "حمد" تا "والناس" را مرغان شبخوان
در چارده تحریر می خوانند، با تو

"انا الیه راجعون" می ریزد از شب
آیات رحمان رو به پایانند، با تو

این قوم خواب آلود، غیر از نارفیقی
رفتار و كرداری نمی دانند، با تو

شرح غدیر و شام هجرت یادشان رفت
هرچه محمد(ص) نهی كرد، آنند با تو

در چلچراغ شام نه، در شمع كوفه
عدل و مروت با تو تابانند، با تو

حالا كه داری می روی مسجد، ملائك
"فزت و رب الكعبه" می خوانند، با تو

امشب حرفی برای گفتن نداشتم فقط اومدم بگم همون جوری که امشب درمقابل خداخودواقعیمون رونشون میدیم تمام عمرمون همین جوری درمقابل همه باشیم.خودخودمون نه چیزی که بقیه میخوان حتی اگه به ضررمون باشه.
التماس دعا